• ۱۳۹۸ دوشنبه ۳۱ تير
  • اِلأِثنين ١٩ ذو القعده ١٤٤۰
  • Monday, July 22, 2019
کلیدواژه: 79830
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ جمعه ۲۷ ارديبهشت، ساعت 08:00
تاریخ بروزرسانی:۱۳۹۸/۲/۲۷

‎روابط عمومی؛
‎به راستی چه معنای جامعی می توان برایش جست؟
‎به تعبیرهای اساتید این رشته می اندیشم: هنر مردم داری؛ ارتباط دوسویه‌ی اثربخش و ....
‎روابط عمومی که باشی، همیشه باید خندان باشی؛ با لبخند به همه پاسخ بدهی؛ حتا اگر حرفی به ناحق شنیدی، خویشتندار باشی و با خوشرویی، قضیه را خاتمه بخشی.

‎- صدا چرا بین برنامه قطع شد ؟
‎رشته ی افکارم پاره می شود! قانعش می کنم که صدا در ابتدای برنامه، مشکلی نداشته و شاید یک اتصالی مختصر بوده که سابقه نداشته و همان زمان هم رفع شده.
‎هنوز مشغول پاسخم که دیگری می گوید:
‎- اصلا گل آرایی لازم بود؟!
‎ضرورت کار را که برایش شرح می دهم، به نشانه ی تصدیق، سری تکان می دهد.
‎در همین بین همکار دیگری از راه می رسد و سراغ شیرینی فلان مناسبت را می گیرد که تا سال قبل، توزیع می شد! همه چیز را هم که نمی شود گفت؛ اما وقتی بالاخره با حرف‌هایم راضی‌اش می کنم، شماره ی دفتر ریاست را بر گوشی‌ام می بینم:
‎-آقای دکتر گفتن بیاین اتاقشون.
‎اتاق دکتر چند قدم آن طرف تر است؛
‎-بفرمایید جناب دکتر؟
‎- فردا از ستاد تهران مهمان داریم برای بازدید از بخش ها؛  اگر کلیپی از بخش های بازسازی شده داشته باشیم خوب است.
‎در حال مرور کردن عکس ها و اطلاعات بخش ها در ذهنم، به سمت اتاق حرکت می کنم...
‎-خانم لقمان زاده برنده‌های مسابقه‌ی فرهنگی مشخص شد؟
‎می دانم اگر بایستم، موضوع ادامه دار می شود؛ تنها کمی راه رفتنم را کند می کنم و‌ در همان حال، جوابش را می دهم!
‎می پرسد: حالا اصلا جایزه ش چی هست؟!...
‎ آسانسور در حال بسته شدن است که می گویم: مشخص نیست؛ بستگی به بودجه داره.
‎در اتاق را که باز می کنم، صدای زنگ تلفن را می‌شنوم؛ سریع خودم را می رسانم. مراجعه کننده ای است که نتوانسته نوبت تلفنی بگیرد؛ از زمین و زمان شاکی است و ...
‎می گویم حق با شماست اما...
‎آرام می شود و آدرس سایت نوبت دهی را یادداشت می کند.
چراغ قرمز چشمک زن تلفن، ۶ تلفن بدون پاسخ را نشان می‌دهد.
‎صدای رسیدن پیامی در واتس‌اپ می‌آید؛ تابلوساز، طرح یک تابلو را برای تاییدنهایی، فرستاده؛ اشکالاتش را می نویسم و ارسال!
‎اتوماسیون اداری، پیغام نامه ی جدید می دهد: دعوت نامه ی کمیته ی هتلینگ بیمارستان
‎به سراغ عکس بخش های بازسازی شده می روم؛
‎کسی در می زند و وارد می شود:
‎-از آژانس مسافرتی ... هستم؛ تورهای خارجی و داخلی و ...
‎به خلاصه ترین شکل ممکن، برایش توضیحاتی می دهم که معذوریت هایی در انتخاب طرف های کاریمان داریم. او اما هم چنان مانند ضبط صوت بی وقفه ادامه می دهد...

و این، تنها حکایت ۵ دقیقه از قصه ی بی پایان روابط عمومی هاست!
... و من هم چنان در این اندیشه که به راستی روابط عمومی، چیست؟...

 

«روابط عمومی بیمارستان شهید بهشتی شیراز» 

آپارات سراسری - استان ها سروش سراسری - استانها
اظهار نظرات | 0
captcha